Choose a track to play
بینی جهان را خود را نبینی
بینی جهان را خود را نبینی
تا چند جانا غافل نشینی
نور قدیمی شب را بر افروز
دست کلیمی در آستینی
بیرون قدم نه از دور آفاق
تو پیش از اینی تو بیش از اینی
تو پیش از اینی تو بیش از اینی
سرکش مشو که چون شمع
سرکش مشو که چون شمع
ازغیرتت بسوزد
دلبر که در کف او
دلبر که در کف او
موم است سنگ خارا
جانی که بخشند دیگر نگیرند
مرگ است صیدی تو در کمینی
صورتگری را از من بیاموز
شاید که خود را باز آفرینی
شاید که خود را باز آفرینی
بینی جهان را خود را نبینی
بینی جهان را خود را نبینی
تا چند جانا غافل نشینی
بیرون قدم نه از دور آفاق
تو پیش از اینی تو بیش از اینی