Elige una pista para reproducir
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعاها بردن
همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو رو ببینه
حالا من یه آرزو دارم تو سینه
که دوباره چشم من تو رو ببینه
واسه پیدا کردنت تن به دل صحرا میدم
آخه تو رنگ چشات هیبت دنیا رو دیدم
توی هفت آسمون تو تک ستاره ی منی
به خدا ناز دو چشماتو به دنیا نمیدم
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده
دل من خسته از این دست به دعاها بردن
همه ی آرزوهام با رفتن تو مردن
حبیب بلاخره ما یه رفیق بیشتر نداریم که
باس گوش میکردیم دیگه
سختم بودا ولی کردیم
دیگه بوسیدیم گذاشتیم کنار
کنار که نه رو طاقچه
اما خب نمیشد دیگه هی میدیدیمش
یه وجب آسایشگاست
یا خبرشو میشنیدیم در به در
هی هوایی میشدیم
جمشید از روت خجالت میکشم
قولمو شکستم
روم نشد بهت بگم
ده بار رفتم نگاهش کردم
تازه اینکه چیزی نیست
حرفم باهاش زدم
جریحه دار جوابمو نداد
دیگه نگفتم بهت
دوباره دل هوای با تو بودن کرده
نگو این دل دوریه عشقتو باور کرده