Elige una pista para reproducir
بشنو اکنون قصه ای شیرین
قصه دریاچه رنگین
قصه دریاچه و خورشید
آن زمان دریا بود تنها
تا گل خورشید گشت پیدا
لب خورشید گل شد و خندید
عشق دریا در دلش جوشید
آه، ای خورشید
ای گل خوشرنگ دشت آسمان
یک روز، یک روز
من تو را از شاخه خواهم چید
سینه من بستر نرم تو ای خورشید
این دل من خانه گرم تو ای خورشید
آه، ای خورشید
ای گل خوشرنگ دشت آسمان
یک روز، یک روز
من تو را از شاخه خواهم چید
من تو را از شاخه خواهم چید