چیه این خون که تو رگهای منه
چیه این غم که رو لبهای منه
چیه این سکوت بی جا که لبام
نمیخواد با کسی حرفی بزنه
دنیامون مثل سرابه آدما
آرزو نقش بر آبه آدما
دیو غصه باز نشسته رو به روم
هر چی حرفه گره خورده تو گلوم
رو لیوان جای لبام به من میگن
حیف از این عمری که تو کردی حروم
وقتی چشمام جاتو خالی میبینه
دلم از جا کنده میشه تو سینه
دل من هوای گریه میکنه
وقتی تنهایی کنارم میشینه
دنیامون مثل سرابه آدما
آرزو نقش بر آبه آدما
دیو غصه باز نشسته رو به روم
هر چی حرفه گره خورده تو گلوم
رو لیوان جای لبام به من میگن
حیف از این عمری که تو کردی حروم
با تو بودم بی تو مردم میدونم
چوب سادگیمو خوردم میدونم
ولی با خنده سراغم اومدی
روزو دست شب سپردم میدونم
دنیامون مثل سرابه آدما
آرزو نقش بر آبه آدما
دنیامون مثل سرابه آدما
آرزو نقش بر آبه آدما