Elige una pista para reproducir
خون جگرم خوردی وز خویش نترسیدی
خون جگرم خوردی وز خویش نترسیدی
آخر چه کنی جان گر بر جگرت افتد
گر تو همه سیمرغی از آه دلم می ترس
گر تو همه سیمرغی از آه دلم می ترس
آتش ز دلم ناگه بر بال و پَرَت اُفتد
گر عاشق رویَت را سرگشته همی خواهی