Оберіть трек для відтворення
باز آی دلبرا
که دلم بی قرار توست
وین جان بر لب آمده
در انتظار توست
در دست این خمار غمم
هیچ چاره نیست
در دست این خمار غمم
هیچ چاره نیست
جز باده ای که در قدح غمگسار توست
ساقی به دست باش
ساقی به دست باش
که این مست می پرست
چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست
سیری مباد سوخته تشنه کام را
سیری مباد سوخته تشنه کام را
تا جرعه نوش چشمه شیرین گوار توست
بیچاره دل
بیچاره دل
که غارت عشقش به باد داد
ای دیده خون ببار
ای دیده خون ببار
که این فتنه کار توست
ای سایه صبر کن
که برآید به کام دل
ای سایه صبر کن
که برآید به کام دل
آن آرزو که در دل امیدوار توست